تبلیغات
 °。°。(•̪●) دنیای ساندویچی(●̮̮̃•̃) 。°。 ° - شعر خنده ناک
سلام بروبکس...
شه طورین...؟
خوفین...؟
بروبکس برنده یادتون نره جوجو بکشین ها...!
کشیدن جوجو آسونه...
من منتظر نقاشی های خوشملتون هستم...
خوب دیگه بریم سراغ اصل مطلب یه شعر خنده ناک از سماور آوردم...
خیلی باحاله حتما بخونین...

               غلغل بکن و ترانه خوان شو
ای گلشن و باغ و منظر من*****************ای در شب تار اختر من
ای مونس و یارو یاور من******************ای همچو لباس در برمن
ای دلبر ماه پیکر من******************ای عشق من ای سماور من
ای جان به فدای آبجوشت***************ای دل به نشاط از خروشت
ای رفته گرو دویست و ده بار**************هنگام نیاز پیش سماور

ای روی سر تو برنشسته**************یک قوری کهنه و شکسته

در عهد شباب و خردسالی*********بودی تو سماور زغالی

نفتی شده ای و لیک حالا************شان تو زیاد رفته بالا

غلغل بکن و ترانه خوان شو **********خواننده ی خوب این زمان شو

من بی تو ضعیف و نا توانم**********کن گریه درون استکانم

از دوری چای کرده ام غش **********مانند تو سینه شد پر آتش

گردد و ز تو سوخت بنده تامین*****من تاکسی ام و  تو پمپ بنزین

در غلغل توست لذت من********از اتش توست قدرت من

در سینه دو صد شراره داری*********بر عکس زمانه با بخاری

روزی که روم به جانب باغ***********با خود ببرم سماور داغ

خواهم ز عیال خود شفیقه********** یک چایی پاسبان ندیده

آن چیز که مورد پسند است********بیش از همه چای داغ قند است

عهد من و تو گسستنی نیست چون قوری تو شکستنی نیست.

اینم از این خوشتان آمد؟

فقط بگم که اگه بعضیا این شعر رو دیدن درست دیدن چون منبعش کتابیه به اسم آلبوم خنده
حتما نظر خودتونو دربارش بدین فعلا بای.



ّّّّ



طبقه بندی: خنده دار، 
تاریخ : جمعه 21 بهمن 1390 | 02:41 ب.ظ | نویسنده : برفی | نفر نظر دادن

  • paper | وبلاگ شخصی | بن تن